تبلیغات
زنان - زنان - مطالب هفته سوم آبان 1388
زنان همه مطالب از زنان و مخصوص آنهاست .
● ماجرای مانتوی جهنده نویسنده : شهاب
می توان چشم ها را بست و هیچ چیز را ندید یا آن چیزهایی که نباید یا قرار نیست دیده شود را ندید، القصه از قرار معلوم مدت هاست بعضی که اتفاقا هم مسئولیت دارند و هم مدعی هستند خود را به آن کوچه! زده اند و چنان پرده غفلت بر چشم هایشان کشیده اند، و کلاه بر سر خود گذاشته اند که انگار نه انگار! گویی اگر دنیا را آب ببرد آنها را همچنان خواب می برد! یا بهتر این که بگوییم آنها خود را به خواب زده اند و روشن است که آدم های خواب را می توان بیدار کرد اما بیدارکردن کسانی که خود را به خواب زده اند کار هرکسی نیست و شاید بیدارکردن این افراد را به اصطلاح به حضرت فیل باید سپرد.

قصه، قصه تکراری و سوژه سوژه نخ نمای لباس های نامناسب، آب رفتن لحظه به لحظه مانتوهای برخی علیامخدرات جامعه ایرانی است.
کار به جایی رسیده که استفاده از هیچ نخ و الیافی دیگر قادر نیست جلوی آب رفت این مانتوهای خزنده و پرنده را که هر لحظه بالاتر می جهند بگیرد. گفته می شود،البته برخی هم با چشم خود دیده اند و گروهی نیز با چشم مسلح و از طریق صفحه های تلویزیونی که مستظهر به ماهواره های فضایی و غیرفضایی هستند، دیده اند که معمولا آن طرف مرزهای ما مکان ها و سالن هایی وجود دارد که علاقه مندان و شیفتگان "مد" به تماشای انواع و اقسام مدهای جدید با فیگورهای آن چنانی می نشینند و هرکه هر "مدی" دارد آن جا به جمع تقدیم می کند و تماشاکنندگان نیز هریک به فراخور حال خویش بهره لازم را می برند، و "مد" و "مدلی" را که دوست دارند انتخاب می کنند، تا مرحله بعد که نمایش دیگری آغاز شود و ... می گویند سال های سال است که این قطار سریع السیر مد همچنان شتابناک بر ریل بی تابی می تازد و عده ای را به دنبال خود یدک می کشد، اما هرچه هست بالاخره این کورس و نمایش در مکان های مشخص و با حضور افرادی که نشستن و بهره جستن از این نوع نمایش ها را انتخاب کرده اند، برگزار می شود.
اما گویی به خاطر سیاست زدگی و مشغول شدن بیش از حد برخی آقایان و حضرات مسئول در کشور به سیاسی کاری و سیاست بازی و به تبع آن مهجوریت عرصه فرهنگ، و رفتن کلاهی بس گشاد بر سر فرهنگ مظلوم، و نگاه روبنایی به مسائل فرهنگی و اجرای نادرست و مقطعی برخی طرح های بسیار کم بهره از پشتوانه های علمی، امروز بسیاری از کوچه ها و خیابان های برخی از شهرهای کشور به سالن نمایش مد و مدپراکنی تبدیل شده است.
در صورتی که آن سالن های مد بالاخره شاید با فرهنگ کشورهای صاحب آن سالن ها هماهنگی هایی داشته باشد و همان طور که گفته شد آن سالن ها محدود به مکان هایی خاص و تماشاکنندگان آنها نیز با پای خود و انتخاب خود در آن سالن ها حاضر می شوند، اما بیچاره کوی و برزن و خیابان ها، اداره ها و ماشین ها و آدم هایی که خواسته و ناخواسته باید در معرض رژه مانکن های مدپراکن از گل نازک تر خیابان های تهران، برخی شهرهای‌بزرگ‌و‌حتی‌شهرهای مذهبی مثل مشهد قرار گیرند.

نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
پست های اخیر
آمار
تعداد کل مطالب ارسالی
تعداد کل نویسندگان
تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید دیروز از وبلاگ
تعداد بازدید ماه قبل
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تاریخ آخرین بازید از وبلاگ
نویسندگان