تبلیغات
زنان - زنان - در‌ جستجوی كودكی از دست رفته
زنان همه مطالب از زنان و مخصوص آنهاست .
در‌ جستجوی كودكی از دست رفته نویسنده : شهاب
جام جم آنلاین: نیل پستمن، مولف كتابی است با عنوان «زوال دوران كودكی» كه صادق طباطبایی آن را با عنوان «نقش رسانه‌های تصویری در زوال دوران كودكی» ترجمه كرده و از سوی انتشارات اطلاعات به چاپ رسیده است.

به مناسبت روز جهانی كودك با نگاهی به مباحث مطرح در این كتاب ارزشمند كه اگرچه به قلم یك متفكر غربی آمریكایی نگاشته شده، اما سراسر انتقاد از فرهنگ رسانه ای آمریكا و اعتراض به تبعات ویرانگر آن است به جستجوی نقش جهان ارتباطی جدید در ربودن گوهر طفولیت از زندگی انسان می‌پردازیم.

اعتراف صادقانه نویسنده در كتاب قابل توجه است. او هیچ چاره‌ای برای مشكلی كه به دنبال طرح و تبیین آن است، نمی‌شناسد و قصدش نه ارائه راه‌حل بلكه تنها بیان مشكل است. پستمن در پیشگفتار كتاب در این باره می‌نویسد: «در این كتاب به یك سؤال اساسی و پراهمیت نخواهم پرداخت و آن: حال كه با این پدیده «زوال كودكی» مواجه هستیم، چه می‌توانیم انجام دهیم؟ دلیلش هم این است كه پاسخی بر این سؤال ندارم.»

این ابراز درماندگی پستمن از ارائه چاره برای این معضل مهم، وضع را از آن كه در وهله نخست به نظر می‌آید تراژیك‌تر می‌نماید و این خود نشان از عمق فاجعه دارد. پستمن ادامه می‌دهد: «هرگز تصور نمی‌كردم به معضل و مسأله‌ای برخورد كنم و آن را طراحی و موشكافی كنم ولی مجبور به اعتراف گردم كه قدرت و توان من برای یافتن راه چاره از حد همان تشخیص درد و موضوع بحران فراتر نمی‌رود.» خوشبختانه یأس پستمن جنبه عمومی ندارد و ما می‌توانیم جامعه خود را دست كم تا حدودی از این قاعده كلی مستثنا بدانیم؛ چراكه به گفته مترجم كتاب، اگرچه «جامعه آمریكا به طور مطلق و پاره‌ای جوامع اروپایی به گونه‌ای نسبی در این دام افتاده‌اند؛ اما ما هنوز فرصت را كاملا از دست نداده‌ایم.»

معضلی كه آن را با عنوان زوال دوران كودكی می‌شناسیم عبارت از این است كه به موجب گسترش افسارگسیخته امكانات ارتباطی و عدم تناسب پیشرفت‌های تكنولوژیك با نیازهای واقعی نه كاذب بشر و در نتیجه عدم كنترل و نبود نظارت بر تكنیك، لطافت و زیبایی دنیای پر رمز و راز كودكی دستخوش انحراف و اعوجاج گشته و احساس كاذب بزرگسالی و بلوغ و عوارض بیمارگونه ناشی از آن، جایگزین كنجكاوی كودكانه و شادابی كشف راز و رمزهای زندگی و تحرك و پویایی سازنده حاصل از آن شده است یا به تعبیر تمثیلی نیل پستمن، ما كودكان خود را با آشنا كردن با میوه بلوغ، از بهشت كودكی به درآورده‌ایم و آنها را از باغ و بستان كودكی به كارگاه خشن بزرگ‌ترها تبعید كرده‌ایم. برخی از نتایج این احساس زودهنگام بلوغ یا به عبارت دیگر این هبوط كودك از بهشت كودكی، عبارتند از: تبدیل بازی‌های كودكانه نشاط‌آور و بی‌تكلف به مسابقه‌های قهرمانی و بازی‌های ورزشی آكنده از قوانین و مقررات بی‌انعطاف، آگاهی زودهنگام كودكان از اسرار مگوی دنیای بزرگترها و مناسبات اختصاصی شرایط بزرگسالی از روابط بین زن و مرد گرفته تا ناهنجاری‌های اجتماعی از قبیل تجاوز و خشونت و لاابالی‌گری كه از نتایج آن پایین آمدن روزافزون سن بزهكاری و رنگ باختن ارزش‌های اخلاقی در میان كودكان و نوجوانان است، تغییر زبان گفتاری كودكان و در كنار آن به محاق رفتن ادب و احترام نسبت به بزرگسالانی كه دیگر برای كودك قابل اعتماد و تكیه نیستند، چراكه اگر زمانی فاصله‌ای میان كودك و بزرگسال بود و رمز و رازی در عالم بزرگسالی كه كودك، كنجكاو دست یافتن به آن بود، در عصر انفجار ارتباطات هرچه بزرگسال می‌داند كودك چه بسا كامل‌تر و بیشتر و دقیق‌ترش را می‌داند، تغییر مشهود طراحی لباس كودكان كه روز به روز به پوشش بزرگسالان نزدیك‌تر می‌شود و بخصوص در مورد دختران خردسال كه به لحاظ جسمی فاصله بسیاری تا بلوغ دارند شكلی زننده دارد و به طور كلی بیگانه با معصومیت ویژه دوران پاك كودكی است و... بسیاری عوارض و نتایج غم‌انگیز دیگر كه یادآوری هر یك افسوسی اندوهناك در دل می‌افروزد و زخمی عمیق در وجدان می‌نهد، صد البته برای آنان كه هنوز فطرت الهی و وجدان انسانی خود را به زرق و برق مظاهر فناوری این نماد امروزی بیداری شیطان نفروخته‌اند. فناوری، خداوند بشر امروز است و وابستگی به مظاهرش آیین پرستش این خداوند جدید. پستمن درباره این خداگونگی فناوری در جهان امروز می‌نویسد: «اینك آن بهشت جاوید در روی زمین تحقق پیدا كرده است. هر كجا بهشت است، نشانی است از پیوند وجدان انسان‌ها با خداوند. حال در روی زمین و در این بهشت، نقش خدا را در كجا و در چه چیز باید دید؟ بدیهی و مسلم است كه در الهه صنعت و مواهب صنعتی. تكنیك مساوی می‌شود با خداوند نعمات و مواهب الهی، در قالب تولیدات و فرآورده‌های تكنیكی رخ می‌نمایند. انجام عمل صالح و كار نیك كه موجبات عنایت و هدایت و پاداش الهی را فراهم می‌كند، جای خود را به بهره‌وری از تولیدات تكنیكی می‌دهد.» این همان مصیبت عظمای زندگی بشر جدید است كه نه فقط بر زندگی انسان‌های بالغ و ذی‌اختیار كه از آن هولناك‌تر بر حیات كودكان معصومی اثر می‌گذارد كه به دلیل صغر سن هنوز مسوول اعمال و رفتار خود نیستند. از همین روست كه پستمن می‌گوید: «تجاوز بزرگسالان به حریم قدس كودكان، جنایت‌بارتر از اعتراض و عدم توجه كودكان به آداب و سلوك اجتماعی است.»

ما با ارائه فناوری به كودكان،‌آنها را زودهنگام با میوه بلوغ آشنا كردیم و در نتیجه سبب هبوط آنها از بهشت كودكی به كارگاه خشن بزرگ‌ترها شدیم

اما نقش تلویزیون به عنوان اصلی‌ترین و مهم‌ترین رسانه تصویری تأثیرگذار بر زندگی عامه مردم این روزگار در زوال دوران طلایی طفولیت چیست؟ یا به عبارت دیگر تلویزیون كه بیش از همه دیگر رسانه‌ها روند زوال كودكی را تسریع نموده چگونه به تعجیل این واقعه سوگناك یاری می‌رساند؟ نگارنده پس از بحث مفصل در اطراف این مساله چنین نتیجه می‌گیرد : «تلویزیون دیواره‌های حایل میان جهان كودك و دنیای بزرگسال را از میان برداشته است؛ و این، از 3 راه مرتبط به هم صورت می‌گیرد: نخست آن كه درك و فهم پیام آن نیازی به راهنما ندارد، دوم این كه نه عنصر تفكر و نه حالت جسمی خاصی را نظیر ساكت و مرتب نشستن در كلاس درس طلب نمی‌كند و بالاخره سوم آن كه هیچ گونه درجه‌بندی و تقسیم‌بندی ویژه‌ای برای تماشاچیان خود در نظر ندارد.» پستمن در ادامه بیان می‌دارد از آنجا كه اطلاعات و پیام‌های ارسالی از طریق تلویزیون برای همه یكسان است، دیگر رمز و راز و ماجرا و پیامی نیست كه در پرده اسرار بماند یا تنها به سمع و نظر تماشاچی ویژه‌ای برسد چنانكه در مقوله كتاب و شكل مواجهه با آن، این ناهمسانی لازم وجود دارد و اگر رمز و رازی از زندگی بزرگ‌ترها برای كودك و خردسال وجود نداشته باشد مقوله‌ای به نام طفولیت و كودكی نیز دیگر محلی از اعراب نخواهد داشت.

اما چه چیز مسیر را برای رواج بی‌نظارتی بر تولیدات رسانه‌ای و بی‌توجهی به تأثیر مخرب این برنامه‌های به ظاهر مبرا از آثار سوء، هموار می‌سازد؟ پاسخ این سؤال یك كلمه است: لیبرالیسم. نیل پستمن برای تشریح این مساله نخست به جنبش آرمانگرایان كه منظور از آن گروه اصولگرای ارتدوكس پروتستان است اشاره می‌كند كه دست‌كم در تقسیم‌بندی ظاهری طرف مقابل لیبرالیسم است. پستمن لیبرالیسم را (كه البته آن را با پسوند سنتی به كار می‌برد) تفریطی می‌داند كه در مقابل افراط آرمانگرایان به وجود آمده، ولی با این حال موضع ضمنی او این است كه اگر قرار باشد میان این دو بد، یكی را به ناچار برگزینیم و از بدتر احتراز كنیم می‌بایست طرف آرمانگرایان را بگیریم، چراكه پیروان لیبرالیسم سنتی كه این آرمانگرایان، آنان را اومانیست‌های مادی‌گرا می‌نامند، نتوانسته‌اند در هیچ مقطعی از زمان، گام‌های اساسی و انساندوستانه بردارند.

این مدعیان حافظ آزادی‌های فردی، به عوض جبران مافات، امروز با شعارهای آرمانگرایان به مبارزه برخاسته‌اند و خواسته‌های آنان را برای منزوی ساختن مؤسسات مالی و سرمایه‌گذاران برنامه‌های ناسالم تلویزیونی، به استهزاء كشانده و با آن به مقابله برخاسته‌اند... اگر بتوان فلسفه‌های سیاسی را در تحولات فرهنگی جامعه سهیم و اثرگذار دانست، بدون تردید، اندیشه و اعمال آنان در تسریع روند انقراض كودكی، مؤثر بوده است. حداقل سهم و تأثیر اندیشه محوری آنان را كه هرچه را كه مدرن است باید پذیرفت و هر آنچه را كه قدیمی است، چون عامل عقب‌گرد است، باید به دور انداخت، در سقوط فرهنگی جامعه آمریكا، می‌توان در همین تسریع روند زوال كودكی جستجو كرد.

و اما نقش جنبش آزادی زنان یا به تعبیر پستمن جنبش به اصطلاح آزادی زنان در زوال دوران كودكی. نگارنده پس از رفع سوء تفاهم در خصوص این مساله كه پایمال شدن حقوق زن در فشارهای اجتماعی و سنتی امری نیست كه بتوان منكر آن شد، با انتقاد از تأثیر مخرب این آزادیخواهی بر ارزش روش‌های سنتی تربیت كودك اذعان می‌كند: «علی‌رغم آن كه هرچه بیشتر به نقش انحصاری زنان در تربیت كودك خرده گرفته می‌شود این واقعیت بیشتر عیان می‌گردد كه تربیت كودكان و نوجوانان در گذشته كه فقط و فقط منحصر به مادران بود دارای سلامت بیشتر و مواهب بارزتری بود.» و سپس اطمینان می‌دهد كه سلامت شغلی و موفقیت اجتماعی كودكان و نوجوانانی كه در گذشته تحت حمایت عاطفی و تربیتی مادر رشد می‌كردند به مراتب از امروزی‌ها بیشتر بوده است.

سرانجام این‌كه اگر می‌پذیریم خاطره دوران كودكی روِیای شیرین همه ما بزرگ‌ترهاست، انصاف و عدالت حكم می‌كند با اعتماد خام به ارزش‌های مدرنیته و به بهانه وابستگی به مظاهر نیازافزای فناوری، كودكان خود را از نعمت تجربه و سپس روِیای این بهشت زیبا محروم نكنیم. بر ماست كه اینك صدای دادخواهی بی‌رمق بقایای دنیای كودكی را كه در چنگال دیوهای خوش خط و خال فناوری گرفتار آمده بشنویم و تا دیر نشده به نجاتش بشتابیم.

آزاد جعفری


How do you get Achilles tendonitis?
یکشنبه 26 شهریور 1396 01:59 ق.ظ
I have read so many posts regarding the blogger lovers except
this paragraph is actually a nice article, keep it up.
How do you strengthen your Achilles tendon?
دوشنبه 13 شهریور 1396 01:27 ق.ظ
It's hard to come by well-informed people about this subject, but you sound
like you know what you're talking about! Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
پست های اخیر
آمار
تعداد کل مطالب ارسالی
تعداد کل نویسندگان
تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید دیروز از وبلاگ
تعداد بازدید ماه قبل
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تاریخ آخرین بازید از وبلاگ
نویسندگان